تاریخ انتشار: ۱۳:۰۹ - ۱۷ دی ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

کودکان در صف اول اضطراب اعتراضات | روایتی از یک ویدئوی تکان‌دهنده؛ «بابا تو رو خدا بسه…»

ویدئوی تکان‌دهنده‌ای از اعتراضات اخیر ایران در فضای مجازی منتشر شد که صدای یک دختربچه وحشت‌زده قلب کاربران را به درد می‌آورد. این صحنه هشدار روان‌شناسان درباره آثار ماندگار حضور کودکان در محیط‌های پرخطر را برجسته می‌کند؛ ترسی که می‌تواند روح و روان کودک را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

اعتراض

رویداد۲۴| ویدئویی کوتاه از اعتراضات اخیر در ایران در فضای مجازی منتشر و پربازدید شده که بیش از تصاویر درگیری مأموران و معترضان، با یک صدا در ذهن‌ها ماندگار می‌شود. صدای دختربچه‌ای وحشت‌زده که با گریه و اضطراب به پدرش التماس می‌کند: «بابا تو رو خدا بسه…». جمله‌ای ساده، اما سنگین؛ نه خطاب به پدر، که خطاب به همه ما.

این صدا، صرفاً یک لحظه احساسی نیست؛ نشانه‌ای است از خطایی که در هیاهوی خشم و مطالبه‌گری، نادیده گرفته می‌شود.

خطاب مستقیم به پدر و مادرها؛ اعتراض، تفریح نیست

پرسش ساده، اما جدی است: چرا کودکان را به خیابانی می‌بریم که احتمال درگیری، گاز اشک‌آور، ضرب‌وشتم و بازداشت در آن وجود دارد؟

اعتراض حتما یکی از حق شهروندی است، اما قطعا یک «گردش خانوادگی» یا تجربه‌ای که کودک توان هضم آن را داشته باشد، نیست؛ به ویژه وقتی حرف از یک راهپیمایی مسالمت آمیز با مجوز قانونی مثل آنچه در خیلی از کشور‌های دنیا برگزاری می‌شود، نیست. همراه‌کردن کودکان با در فضایی که هر لحظه ممکن است به خشونت کشیده شود، هیچ نسبتی با شجاعت ندارد. حضور کودکان در این عرصه‌ها حتی اگر با آسیب جسمی توام نشود، حتما زخم عمیقی به روح و روان آنها می‌زند.

آسیبی که دیده نمی‌شود، اما می‌ماند

روان‌شناسان بار‌ها هشدار داده‌اند که مواجهه کودک با خشونت واقعی، به‌ویژه زمانی که احساس بی‌پناهی کند، می‌تواند آثار ماندگار داشته باشد؛ از کابوس‌های شبانه و اضطراب جدایی گرفته تا پرخاشگری، انزوا یا ترس مزمن از فضا‌های عمومی.

کودکی که پدرش را ناتوان از محافظت می‌بیند، با دنیایی ناامن روبه‌رو می‌شود؛ دنیایی که در آن خیابان، پلیس، جمعیت و حتی صدای بلند، همگی منبع تهدیدند. این ترس، با پایان ویدئو تمام نمی‌شود.

مسئولیت اجتماعی؛ از مردم تا حاکمیت

قصد نگارنده از نقد این رفتار، به معنای تطهیر خشونت یا نادیده‌گرفتن ریشه‌های اعتراض نیست. اما مسئولیت اجتماعی فقط یک‌طرفه نیست. همان‌طور که انتظار می‌رود نیرو‌های امنیتی با شهروندان مدارا کنند، از والدین هم انتظار می‌رود که فرزندان خود را به «سپر انسانی» بدل نکنند.

استفاده از کودک به‌عنوان ابزار همدلی یا تلاشی برای امن‌تر کردن فضا، حتی اگر با نیت سیاسی نباشد، در عمل کودک‌آزاری است؛ کودک‌آزاری‌ای که زیر پرچم حق‌خواهی پنهان شده است.

تبعاتی فراتر از یک خانواده

این تصاویر، فقط یک کودک را نمی‌ترساند؛ جامعه‌ای را به دیدن کودک در معرض خشونت عادت می‌دهد و به‌تدریج، خط قرمز‌ها را جابه‌جا می‌کند.

بدیهی است که اگر جامعه کودکانش را در معرض ترس مزمن قرار دهد، در آینده با شهروندانی خشمگین، مضطرب یا بی‌اعتماد روبه‌رو خواهد شد. این، هزینه‌ای است که نه در آمار بازداشت‌ها می‌آید و نه در بیانیه‌ها.

صدای آن دختربچه، یک پیام روشن داشت: «بسه»، نه به مطالبه‌گری، بلکه به بی‌ملاحظگی. اگر قرار است از آینده حرف بزنیم، اولین وظیفه‌مان محافظت از همان آینده است؛ کودکانی که قرار نیست هزینه خشونت امروز بزرگ‌تر‌ها را بپردازند. اعتراض حق است؛ اما ترساندن کودک، نه حق است و نه قابل توجیه.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما